ویک حدیث از صحیح مسلم
ابن عباس گفت: روز پنجشنبه، چه روز پنجشنبه اى سپس گريست تا آب ديدگانش ريگ ها را تر كرد. پس گفتم: روز پنجشنبه چيست؟ گفت: بيمارى رسول خدا (ص) شديد گشت، پس فرمود: بياوريد تا براى شما نوشتارى بنويسم كه بعد از من گمراه نشويد. پس نزاع كردند، و نزاع در نزد پيامبر سزاوار نيست، و گفتند او را چه شده است، هذيان مى گويد، از او جويا شويم، فرمود: مرا رها كنيد... (صحيح مسلم، ج 3، ص 455، كتاب الوصيّه باب 5 الوقف ح 22)
« قال ابن عباس: يوم الخميس وما يوم الخميس، ثمّ بكى حتّى بلّ دمعه الحصى، فقلت يا بن عباس وما يوم الخميس؟ قال: اشتدّ برسولاللَّه (صلى الله عليه و سلم) وجعه فقال ائتوني اكتب لكم كتاباً لاتضلّوا بعدي فتنازعوا وما ينبغي عند نبىّ تنازع، وقالوا ما شأنه أهجر استفهموه، قال: دعوني... »
منبع:http://kalamerabbani.blogfa.com/post/245
در ذیل چند کتاب با موضوع حضرت زهرا برای دانلود قرار داده شده و همچنین سخنان مقام معظم رهبری درباره حضرت زهرا سلام الله علیها تقدیم میگردد
این خیر کثیرى که خداوند متعال در سورهى مبارکهى کوثر مژدهى آن را به پیامبر اکرم داد و فرمود: «انّا اعطیناک الکوثر» - که تأویل آن، فاطمهى زهرا (سلاماللَّهعلیها) است - درحقیقت مجمع همهى خیراتى است که روزبهروز از سرچشمهى دین نبوى، بر همهى بشریت و بر همهى خلایق فرو مىریزد. خیلىها سعى کردند آن را پوشیده بدارند و انکار کنند، اما نتوانستند؛ «واللَّه متمّ نوره و لو کره الکافرون».
ما باید خودمان را به این مرکز نور نزدیک کنیم؛ و نزدیک شدن به مرکز نور، لازمه و خاصیتش، نورانى شدن است. باید با عمل، و نه با محبت خالى، نورانى بشویم؛ عملى که همان محبت و همان ولایت و همان ایمان، آن را به ما املاء مىکند و از ما مىخواهد.
با این عمل، باید جزو این خاندان و وابستهى به این خاندان بشویم. اینطور نیست که قنبرِ درِ خانهى على (علیهالسّلام) شدن، کار آسانى باشد. اینگونه نیست که «سلمان منّا اهلالبیت» شدن، کار آسانى باشد.
ما جامعهى موالیان و شیعیان اهلبیت(علیهمالسّلام)، از آن بزرگواران توقع داریم که ما را جزو خودشان و از حاشیهنشینان خودشان بدانند؛ «فلان ز گوشهنشینان خاک درگه ماست». دلمان مىخواهد که اهلبیت دربارهى ما اینطور قضاوت کنند؛ اما این آسان نیست؛ این فقط با ادعا به دست نمىآید؛ این، عمل و گذشت و ایثار و تشبه و تخلق به اخلاق آنان را لازم دارد. بیانات در سالروز میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها 1370/5/10
نسل حضرت زهرا سلام الله علیها نسل یازده خورشید فروزان
مصداق کوثر براى نبىاکرم، چیزهاى گوناگون است. یکى از برجستهترین مصادیق کوثر، وجود مقدس فاطمهى زهراست؛ که خداوند متعال در این وجود مبارک، دنبالهى معنوى و مادى پیامبر را قرار داد.
برخلاف تصور دشمنان
بقیه در ادامه مطلب
گفت: تا کوله ام از خدا پر نشود برنخواهم گشت.
نهالی رنجور و کوچک کنار راه ایستاده بود، مسافر با خنده ایی رو به درخت گفت:چه تلخ است کنار جاده بودن و نرفتن.
درخت زیر لب گفت:ولی تلخ تر آن است که بروی و بی رهاورد برگردی.کاش میدانستی آنچه در جستجوی آنی همین جاست....
مسافر رفت و گفت: یک درخت از راه چه می داند، پاهایش در گل است، او هیچگاه لذت جستجو را نخواهد یافت و نشنید که درخت گفت:
اما من جستجو را آغاز کرده ام و سفرم را کسی نخواهد دید جز آن که باید.
مسافر رفت و کوله اش سنگین بود. هزار سال گذشت، هزار سال پر خم و پیچ، هزار سال بالا و پست.مسافر بازگشت رنجور و ناامید. خدا را نیافته بود، اما غرورش را گم کرده بود...به ابتدای جاده رسید جاده ایی که روزی از آن آغاز کرده بود. درختی هزار ساله بالا بلند و سبز کنار جاده بودزیر سایه اش نشست تا لختی بیاساید. مسافر درخت را به یاد نیاورد. اما درخت او را می شناخت
درخت گفت:سلام مسافر، در کوله ات چه داری، مرا هم میهمان کن.
مسافر گفت:بالا بلند تنومندم، شرمنده ام.کوله ام خالی است و هیچ چیز ندارم.
درخت گفت: چه خوب وقتی هیچ چیز نداری همه چیز داری.اما آنروزی که میرفتی در کوله ات همه چیز داشتی، غرور کمترینش بود، جاده آن را از تو گرفت. حالا در کوله ات جا برای خدا هست و قدری از حقیقت را در کوله مسافر ریخت...دستهای مسافر از اشراق پر شد و چشم هایش از حیرت درخشید و گفت:
هزار سال رفتم و پیدا نکردم و تو نرفته ایی و اینهمه یافته ایی!درخت گفت: زیرا تو در جاده رفتی و من در خودم، و پیمودن خود دشوارتر از پیمودن جاده هاست...
حضرت علی علیه اسلام فرمودند:
"مَن عَرَفَ نَفسهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه"
آن کس که خود را شناخت به تحقیق که خدا را شناخته است.
اونچه که این تصویر رو جالب میکنه و سوژه اصلی در این عکسه اون برچسب کوچولوی روی در کامیونه
تحلیلش با خودتون
اگر عکس رو دانلود کنید و بعد زوم کنید بهتر پیداست

این ایّام "بابُ الجوادتان"
عجیب شلوغ مـے شود ...!
کاش غریبِ مدینه هم
حرمش
یک "بابُ القاسم" داشت ...

خواب ديـدم قبرتــان آخر طـلـايي مي شود
بُغض مانده در گلو عُقده گشايي مي شود
دور قـبـر پـاكـتـان بـا دسـت عُشّاق حسـن
خشت ها بر روي هم،بر پا بنايي مي شود
گـنـبـد و گـلـدسـتـه و ايــوان زيـبـاي بــقـيـع
عـاقـبـت يــك صـبـح زيـبا رونمايي مي شود .....
السلام علیک یامظلوم یامولای حسن ابن علی(ع) ...

ولی این یکی دیگه خیلی برام جالب بود
براتون گذاشتم تا شما هم حظ ببرید

متن کامل را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید
سلام
در مسیر پیاده روی یک نوحه خیلی تکرار میشد با کلی دردسر پیداش کردم چون اسمش رو بلد نبودم
کسانی که پیاده روی رفته باشن خیلی براشون شیرین و خاطره انگیزه وقتی گوش میکنی انگار در مسیر نجف به کربلا هست و به سوی ارباب قدم میزنی
تازه بعد از خوندن متن شعرش فهیمدم چرا عراقی ها اینقدر دوستش دارن. شعرش خیلی خیلی قشنگه و حماسی و خواننده هم حماسی میخونه
خواننده این نوحه یا شاعرش ملاجعفر قشعمی است
فایل تصویری همراه با زیر نویس فارسیرا از لینک زیر دانلود کنید
دانلود کلیپ تصویری مداحی حیاتنا حسین مماتنا حسین( بازیر نویس فارسی)
فایل صوتی را از لینک زیر دریافت کنید
دانلود صوت نوحه عربی حیاتنا حسین مماتنا حسین
این هم متن نوحه همراه با ترجمه اش
ماکتبت الشعر فی أروقة القصور
طالباً للأجور
عندما تنفجر الدماء أو تثور
تکتب السطور
شعرم را در اوراق قصرها ننوشتم تا اجری دریافت کنم، هنگامی که خونها منفجر میشوند و انقلاب میکنند، سطرها به نگارش در میآیند
بقیه در ادامه مطلب
اولین منبرم طولانی شد، اما کسی را خسته نکرد..و عده ای احسنت گفتند. وقتی به دل مراجعه کردم از احسنت گوییها خوشم آمده بود، به همین خاطر دعوت دوم و سوم را رد کردم و چهار سال هرگز به هیچ منبری پا نگذاردم.»
این خطابه در 19 سالگی در مراسم بزرگداشت « رکن اعظم مشروطه» مجتهد طباطبائی بود که تحسین حاضرین را برانگیخت. این خطابه در واقع بیانیۀ سیاسی بود که به جهت قدردانی از زحمات و خدمات علمدار مشروطیت از جانب حوزه علمیه اراک از زبان یک طلبه جوان قرائت می شد. آن طلبه جوان کسی نبود جز سیدی که بعدها به نام امام خمینی مشهور شد

عشقت به مصاف دل من آمد و آخر
آغاز شد از بعد همان لحظه اسیری
داغ تو شده باعث من تا بفروشم
کرباس کفن در طلب تکه حصیری
حسین واعظی

برادرا، خواهرا، بچه شیعه ها، شیر پاک خورده ها
زیارت اربعین رفته ها ، زیارت اربعین نرفته ها
سینه چاک های امام رضا
به گوش ، به هوش
یه عده ای دارن موکب میزنن در مسیر زیارت امام رضا
ویکی از دوستان خوب و مطمئن من هم همراهشون هست
هر کسی میتونه کمک فکری بده ، کمک اجرایی بده، کمک مالی بده، خبرم کنه ایمیل یا شماره تلفن برام بذاره تا به آقای رئوفی معرفیش کنم.
یادتون باشه این کار علاوه بر این که کارخوبیه پایه گذاری یک سنت حسنه هم هست که ثوابش رو چندین برابر میکنه
یا علی مدد

يأس موقعي براي انسان پيش ميآيد كه يا كاري كرده و فايدهاي از آن نبرده، يا ميخواهد كاري بكند منتهي از نتيجهگرفتن آن مطمئن نباشد. كل دنيا از آن جهت كه دنياست يك نحوه پوچي به همراه دارد، چون ماندني نيست. پس كسي كه مقصدش دنيا - يعني غير خدا- شود حتماً مأيوس ميشود. حال نتيجهي يأس چيست؟ گفت:
من به هر جمعيتي نالان شدم جفت بد حالان و خوش حالان شدم
هر روز، به كاري، و هر دم، به دري است! چون مأيوس است و ميخواهد از يأس بيرون آيد، همين طور ميدود، درست مثل كسي كه تشنه است و در وسط بيابان قرار گرفته است، به دنبال آب به اين طرف و آن طرف ميدود. لحظهاي قرار ندارد، اما به آن نميرسد. نه ميتواند ندود، نه مطمئن است آنجا كه ميدود آب هست. در يك حالت ترديد بهسر ميبرد. گفت:
دور ميبيني سراب و ميدوي عاشق آن بينش خود ميشوي
با خيالات خود زندگي ميکند و وقتي خواست با آنها ارتباط واقعي پيدا کند ميبيند هيچچيز نبود.
گويد او چندان كه افزون ميدوي از مراد دل جداتر ميشوي
آنچه تو گنجش توهّم کردهاي از توهّم گنج را گم کردهاي

با خيالات خود زندگي ميكند و وقتي خواست با جديت با آنها ارتباط برقرار كند ميبيند هيچ چيز نبود. يا شخصي كه با جديت و تلاش فراوان تمام فکر خود را متمرکز ميکند تا مدرک دانشگاهي درجه بالايي کسب کند، اما در يک بازخواني مجدد، درمييابد به آنچه ميخواسته، نرسيده است. حالا يك باغ ميخرد تا روزهاي تعطيل، براي تفريح به آنجا برود. در واقع او با آن مدرک درجة بالا نتوانسته است يأس «خود» را برطرف كند و به آرامش برسد. وقتي هم كه باغ را خريد مدتي با آن خوش است اما دوباره ميبيند كه ناآرام است. باغ را ميفروشد و به يکي از شهرهاي توريستي مهم دنيا ميرود، جايي كه بتواند خوش بگذراند، و باز خود را با يأس و پوچي روبهرو ميبيند.
علت اينكه او هر لحظه به كاري است و هر لحظه يك تصميمي ميگيرد، به خاطر اين است كه ميخواهد از راهي غير از راه حقيقي، از يأسِ خود فرار كند. آنچه را دارد كافي نميداند و با آن آرام نيست و قرار و اعتمادي در «خود»ش حس نميكند و آنچه را هم که ندارد، نميداند که چيست، فکر ميکند پول و مقام ندارد و لذا با دلبستن به امثال پول و مقام ميخواهد آرامش مورد نياز روحش را تأمين کند ولي چيزي نميگذرد که ميبيند روز از نو، روزي از نو، باز همان يأس و همان احساس پوچي. همة اين نمونهها به ما ميگويد دل بستن به غير خدا برابر است با مأيوسشدن.
...
منبع: برگرفته از کتاب آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین(یکی از موثرترین کتابها در زندگی من)
این کتاب را میتوانید از لینک زیر دانلود کنید
دانلود آن هیچ اشکالی ندارد چون نویسنده راضی است
خداوند در قرآن نفرمود کسی که در دنیا کار خوب بکند یا کسی که در دنیا ایمان بیاورد اهل نجات است، در هیچ جای قران نداریم که فرموده باشد کسی که «من فعل الحسنه» بلکه فرمود :«من جاء بالحسنه» این یعنی انسان باید یک قدرتی داشته باشد که بتواند این اعمال حسنه را با خود ببرد. یعنی اعمالش در دستش نقد باشد. این طور نباشد که در دستش کار خیر بگذارد بعد گناه کند، غیبت کند و... که با این کارها افعال خیرش بریزد. این مصداق همان «من فعل الحسنه» است که مورد نظر قرآن نیست بلکه انسان باید آنطور باشد که بتواند همه افعال نیک و خوب خودش را به همراه خود ببرد.
لذا در صحنه قیامت نمیگویند تو در دنیا چه کردی بلکه میگویند چه با خودت آوردی؟ از همین رو خداوند فرمود «من جاء بالحسنه فله عشر امثالها» به او ده برابر میدهیم اینطور نیست که هر کسی کار خوبی بکند به او ده برابر بدهند بلکه کسی از این نعمت بهرمنده خواهد بود که بتواند آن را حفظ کند و بتواند آن حسنه را نگه دارد.
بر همین اساس در این آیات خداوند بیان کرده است «وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُولَئِک هُمُ الْمُتَّقُونَ؛ کسانی که آن سخن راست را آوردند و آن را با ایمان و عملِ خود تصدیق کردند، آنانند تقواپیشگان» اینها در حقیقت همان صادقانی هستند که هم خدا را و هم پیامبران او را تصدیق کردند. اینها بهشتی هستند و وارد بهشت میشوند. البته نه اینکه اینها وارد بهشت شوند اصلاً بهشت مال اینهاست و هر چه در آن بخواهند خداوند به آنها میدهد.
حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی،درس تفسیر سورۀ زمر03/09/93
خدایا مرا به خاندانم بر نگردان. این دعایی بود که هند از همسرش عمرو بن جموح، قبل از شرکت در جنگ شنید.
عمرو کسی بود که سه پسرش در کنار پیامبر ص میجنگیدند و حال خودش نیز با پای لنگش میخواست به کمک آنان رود. تمام خویشاوندانش یک به یک می آمدند تا او را منصرف کنند. چون با آن پای لنگ و وجود سه پسر دیگر شرکت در جنگ بر او واجب نبود. اما او آرزوی شهادت داشت.
به نزد پیامبر ص رفت و موضوع را عنوان کرد. پیامبر ص نیز فرمود برتو واجب نیست. اما با دیدن عشقش به شهادت، فرمود: بگذارید برود. آرزوی شهادت دارد. شاید خداوند نصیبش کند.
زیبا ترین صحنه های جنگ، صحنه های جنگیدن عمرو با پای لنگش با کفار بود. پسرش هم در پشت سرش میجنگید. و هر دو نیز شهید شدند.
پس از جنگ هند ۳جنازه بروی شتر داشت که میخواست به مدینه باز گرداند و در آنجا دفن کند. اما شتر تکان نمیخورد و به سمت مدینه قدمی بر نمیداشت. اما به سمت احد حرکت میکرد!
هند هر چه تلاش کرد نتوانست حیوان را به سمت مدینه بکشد. علت را از پیامبر ص جویا شد.
پیامبر ص پرسیدند: شوهرت وقتی به احد می آمد چیزی گفت؟
هند گفت: شنیدم که گفت خدایا مرا به خاندانم برنگردان.!!
پیامبر ص فرمود: پس همین است. دعای خالصانه این مرد شهید مستجاب شده است.
در میان شما انصار افرادی هستند که اگر خدا را به چیزی بخوانند و قسم بدهند، خداوند دعای آنان را مستجاب میکند. شوهرت یکی از آنان بود.
سه جنازه با نظر پیامبر ص در احد دفن شدند. آنگاه پیامبر ص فرمودند: این سه نفر در آن جهان در کنار هم خواهند بود.
هند نیز از پیامبر ص خواست تا دعا کنند او نیز در کنار آنان قرار گیرد.
منبع: کتاب داستان راستان صفحه 267
در زیارت اربعین در عراق صحنه هایی دیده میشود که با جانآشناست
احساس نمیکنید این تصویر شما را یاد صحنه ای در تاریخ می اندازد؟
دقت کنید که در این عکس پرچم چند کشور دیده میشه
از ملیت های مختلف به زیارت سید الشهدا اومدن
شور به پا میکند نام تو در هر مقام
منبع عکس:http://www.sibtayn.com/fa/index.php?option=com_
امام تسهیلکنندۀ حرکت در مسیر به سوی خداست. چون امام جذابیت و شیرینی خاصی دارد. «فَمَا أَحْلَى أَسْمَاءَکُمْ»(زیارت جامعه- عیون اخبار رضا ع/ج2/ص276) امام جذاب و زیبا است، ناز است.
اگر کسی آدم حسابی دیده باشد میتواند تأثیر امام را بر تسهیل دینداری بفهمد. کسی که به نماز اول وقت علاقه ندارد، وقتی به امام زمان(عج) علاقمند شود و بفهمد امام زمان(عج) نماز اول وقت را دوست دارد، اهل نماز اول وقت میشود.
امام دل را جذب میکند و با محبت امام است که میتوان اهل دینداری شد و دین را فهمید. در زیارت جامعه میخوانیم:
«بِمُوَالاتِکُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِینِنَا»(عیون اخبار رضا ع/ج2/ص277)
ایجاد اتحاد بین مردم و در جامعه هم کار آسانی نیست و فقط ولایت میتواند این کار را انجام دهد. لذا در ادامه چنین آمده است:
«وَ بِمُوَالاتِکُمْ تَمَّتِ الْکَلِمَةُ وَ عَظُمَتِ النِّعْمَةُ وَ ائْتَلَفَتِ الْفُرْقَةُ»(همان)
بخشی از جلسه بیستم تنها مسیر
فایل صوتی این جلسه را از لینک های زیر میتوانید دانلود کنید. فایل متنی هم در ادامه مطلب آمده است
دانلود جلسه بیستم تنها مسیر با کیفیت بالا
دانلود جلسه بیستم تنها مسیر با کیفیت متوسط
جلسه های پیشین را از لینک زیر دانلود کنید
متن جلسه بیستم را میتوانید در ادامه مطالب مطالعه فرمایید
پاسخ :
اگر بعد از ذبح از حیوان به صورت طبیعى خون خارج شود خونى كه داخل بدن باقى مىماند گرچه نجس نیست ولى خوردن آن جایز نیست مگر آنكه در گوشت و یا غذا مستهلك شود و در هر صورت مىتوانید گوشتها را با آب تطهیر نمایید.

( بخشی از جلسه نوزدهم سلسله مباحث تنها مسیر )
دانلود جلسه نوزدهم تنها مسیر با کیفیت بالا
جلسه نوزدهم تنها مسیر(کیفیت بالا)
دانلود جلسه نوزدهم تنها مسیر با کیفیت متوسط
جلسه نوزدهم تنها مسیر(کیفیت متوسط)
جلسه های پیشین را از لینک زیر دانلود کنید
متن جلسه نوزدهم را میتوانید در ادامه مطالب مطالعه فرمایید
از لینک زیر
http://s5.picofile.com/file/8157130168/VID_20141214_WA0002.3gp.html
درحالی که دو نفر درحال مناظره هستند که یکی از آنها وهابی است تماس تلفی برقرار میشود با شیخ الازهر و ایشان حرفهای خیلی جالبی دارد درباره وهابیت و سلفیت و شیعه و ....
کلیپ زیرنویس فارسی داره
از لینک زیر دریافت کنید
کاش آن روز که روزی مرا می دادند
بیشتر تذکره ی کرببلا می دادند
همه رفتند و من از هجر تو هق هق کردم
بخدا حضرت ارباب زغم دق کردم
کاش همراه تمام رفقا می رفتم
پابرهنه ز نجف کرببلا می رفتم
خستگی در وسط راه چه لذت دارد
زائرت در نظر فاطمه عزت دارد
عاشق آن است که اسپند در آتش باشد
هربلایی رسد از یار دچارش باشد
جز غم عشق مگر غصه ی دیگر داریم
قسمت این است که چون کوزه ترک برداریم
در ازل با نفس عشق که بیدار شدیم
ما به بین الحرمین تو گرفتار شدیم
داغ داریم، نپرسید چرا تب داریم
از ازل در دلمان روضه ی زینب داریم
اربعین است ز افلاک نوا می آید
کاروانی بسوی کرببلا می آید
باز در کرببلا اهل حرم برگشته
خواهری پیرشده با قد خم برگشته
آب ارزان شده با مشک پرآب آمده است
پاشو اصغر که به سوی تو رباب آمده است
داشت با ناله میان همه او را می جست
دختری گریه کنان قبر عمو را می جست
آسمان ناله زد و روضه به مشکل افتاد
خواهری را همه دیدند ز محمل افتاد
دارد از شام شب تار به او می گوید
از غم کوچه و بازار به او می گوید
آه از شام، دلم از غم بازار شکست
حرمتم در وسط مجلس اغیار شکست
خیزران و لب تو، آه سرم می سوزد
کنج ویرانه، سه ساله، جگرم می سوزد
وای از آن لحظه که شمر از ته گودال گذشت
این چهل روز به ما مثل چهل سال گذشت
مهدی چراغ زاده
"رحمان نوازنی"

آری خيـــــالِ بی تو شدن می كُشــــد مَـرا
بی تو هوایِ سردِ سخَن می كُشـــــد مَـرا
تــنهــا گلِ بهــاریه در ايــــن چَــمـَن تــــــــویی
بی تو ، گل و بهار و چمن می كُشــد مَرا
اَز بَـس بِـــسوز نــــالـه زَدم در فـراقِ تــــــــــــو
آخـر فـــَغـان و نـالـه ی مـَن می كُشـــد مـَرا
پــایِ نـــگـينِ ســــــرخِ لَـبــَتــــــ دَر ركـابـــــــــــِ دِل
بی تـو عقيـقِ سرخِ يـَمَن می كشــــَـد مـَـرا
بی تـــو مَــرا بِقـيمَـتِــــــــ ارزان خـــَــريـده اند
ايـن بِيـعو اين بهاء وثَمـَن،می كشَـد مَـرا
خشكيدم ازحكايتـــــِ اين فصلِ برگــــ ريـز
دراين خـزان،جـوانـه زدن می كُشــد مـَرا
آنقدر عِطرِنابــــــِ تو بَردل نشسته اسـتـــــــــ
حتیٰ خیالِ مُـشكـــِ خُتــَن مـی كُشــد مَــرا
زين پَس مَرٰامِ بی تو سرودَن حَرام شد
وقتی خیالِ بی تو شدن، می كُشَد مــَر


بسم الله الرحمن الرحیم
امام حسن عسگري (عليه السلام) فرمودند:
«علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسين و زيارة الأربعين و التختّم فى اليمين و تعفير الجبين و الجهر ببسم الله الرّحمن الرّحيم »
نشانه هاي مؤمن و شيعه، پنج چيز است: اقامهٴ نمازِ پنجاه و يك ركعت، زيارت اربعين حسيني، انگشتر در دست راست كردن، سجده بر خاك و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحيم.
اهميت زيارت اربعين، تنها به اين نيست كه از نشانه هاي ايمان است، بلكه طبق اين روايت در رديف نمازهاي واجب و مستحب قرار گرفته است. برپايهٴ اين روايت، همان گونه كه نماز ستون دين و شريعت است، زيارت اربعين و حادثهٴ كربلا نيز ستون ولايت است.
براساس فرمودهٴ رسول خدا (ص): عصارهٴ رسالت نبوي (ص) قرآن و عترت است؛ «إنى تارك فيكم الثقلين... كتاب الله و... عترتى أهل بيتى». عصارهٴ كتاب الهي كه دين خداست، ستوني دارد كه نماز است و عصارهٴ عترت نيز ستونش زيارت اربعين است كه اين دو ستون در روايت امام عسكري (عليه السلام) در كنار هم ذكر شده است.لذا در زيارت اربعين، هدف قيام امام حسين (عليه السلام) همان هدف رسالت نبي اكرم (ص) دانسته شده است.
برگرفته ازکتاب شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی،حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی
دانلود صوت زیارت اربعین(صادقی)
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر ولى خدا و دوست او سلام بر خلیل خدا
و بنده نجیب او سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر حسین
مظلوم و شهید سلام بر آن بزرگوارى که به گرفتاریها اسیر بود و کشته اشکِ روان گردید
بقیه در ادامه مطلب
هوا هوایِ جنون و هوا هوای سفر
یکی یکی همه رفتند٬ زائرین همه پر
دلم هوایی کرب و بلاست.. بدجوری
هوس نموده دو رکعت نماز بالا سر
مسافرین حرم خوش به حالتان اما..
سلام ما برسانید بر شهِ بی سر
کنار علقمه و زیر قُبه ی مولا
دعا کنید مرا لاأقل دمِ آخر
دعا کنید که عمری بماند و باهم
بریم کرب-و-بلا ، أربعین سال دگر
کبوترانه مهاجر هنوز منتظرم
که عاشقانه بگیرم ضریح را در بر

دانلود جلسه هیجدهم تنها مسیر با کیفیت بالا
دانلود جلسه هیجدهم با کیفیت بالا
دانلود جلسه هیجدهم تنها مسیر با کیفیت متوسط
دانلود جلسه هیجدهم با کیفیت متوسط
جلسه های پیشین را از لینک زیر دانلود کنید
متن جلسه هیجدهم را میتوانید در ادامه مطالب مطالعه فرمایید
ســـــــلام بـــر رقــیــــــه . . .
طفلی که همراه کاروان به اسارت رفت اما دیگر به کربلا برنگشت
ســـــــلام بـــر رقــیــــــه . . .

https://plus.google.com/u/0/111368691946034413289

دیدبان؛ بسیاری از کارشناسان مسائل راهبردی و تحلیلگران امنیتی بر این باورند که یکی از مهمترین تهدیداتی که جهان اسلام در دوران فعلی با آن مواجه است، مسئله تکفیر و گروههای تکفیری است. این جریان که حقانیت را تنها در اندیشه و عمل آنها خلاصه می کند، دیگر عقاید و رفتارها را کفر، شرک و معتقدان به آنها را مهدور الدم می داند. بصورت تاریخی، جریان تکفیر دارای سه مرحله است. نخستین موج جریان تکفیری به ندرت حکم تکفیر بر افراد اطلاق می نمود، اما در سالهای اخیر و بعد از ظهور گروههای مثل القاعده و داعش که مرحله دوم جریان تکفیر با آنها آغاز شد، شیب حرکت تکفیر سرعت بیشتری یافت و با کوچک ترین احتمالی در مورد افراد، حکم تکفیر از سوی این گروهها در مورد افراد صادر می گردید. در مرحله سوم تکفیر نیز که داعش نماد اصلی آن محسوب می گردد، اول شیعه، بعد اهل سنت غیر تکفیری و در مرتبه آخر غرب دشمن تلقی می گردند.[1]بر این اساس، می توان ادعا نمود که شناخت این جریان و تبیین راههای مقابله با آن بایستی به عنوان یکی از اولویتهای عرصه تئوری و عملی اندیشمندان، متفکران و تصمیم سازان جهان اسلام مورد توجه قرار گیرد. بدیهی است که در این مسیر آشنایی با شخصیت های تاثیرگذار در این عرصه در دوران معاصر گامی موثر در راستای شناخت هر چه بیشتر و بهتر جریان تکفیری محسوب می شود.
محمد بن عبدالوهاب
بدون شک مهمترین منبع اندیشه های تکفیری در دوران معاصر را بایستی در آراء «محمد بن عبدالوهاب» جستجو کرد. وی در سال 1115 هـ.ق در شهر «عُیینه» عربستان سعودی متولد شد. پدرش قاضی شهر بود
بقیه را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید
سرش را بلند كرد و گفت: اِ حسين بن علي را كشتند؟ عجب بد كاري كردند!خيلي بد كاري كردند.
آقاي مطهري ميگويد، ايشان تا مدتها به خاطر اين جمله به درگاه خدا استغفار ميكرد كه خدايا، چرا از مرگ حسين بن علي اظهار تأسف كردم؟ چرا خودم را دنيا آلودم. حرف سياسي زدم و از تو غافل شدم!
يك چنين جانورهايي در امت اسلامي ارج و قرب پيدا كرده بودند كه امام حسين به مسلخ رفت. وگرنه از امام حسين ابليسشناستر و شيطانشناستر كيست؟
ماجراي ربيع بن خثیم مشهور است. او داشت با نفس خودش، با شيطان مبارزه ميكرد!!!
منبع:http://www.cloob.com/c/window-to-the-future/112237953
برای مطالعه بیشتر درباره این شخصیت به صفحه زیر مراجعه کنید
http://www.quran.porsemani.ir/node/3138
ﺗﻮ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ ﺳﻔﺮ ﺍﻣﺎ ﺭﻭﺍﯾﺘﺶ ﺑﺎ ﻣﺎ
ﺭﻭﺍﯾﺖِ ﭘﺮ ﺳﻮﺯ ، ﭘﺮ ﺯ ﻏﺮﺑﺘﺶ ﺑﺎ ﻣﺎ
ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﺎ ﮐﺮﺑﻼ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ
ﻭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﭘﺮ ﺍﺷﮏ ، ﺁﻩ ﻭ ﺣﺴﺮﺗﺶ ﺑﺎ ﻣﺎ
ﺷﻠﻮﻏﯽ ﺣﺮﻡ ﺍﺭﺑﻌﯿﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ
ﺩﻝ ﻭ ﺳﻪ ﮐﻨﺞ ﺍﺗﺎﻕ ، ﺍﻭﺝ ﺧﻠﻮﺗﺶ ﺑﺎ ﻣﺎ
ﺿﺮﯾﺢ ﺩﺭ ﺑﻐﻞ ﻭ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ
ﺯﻫﯽ ﻧﺒﻮﺩ ِﺳﻌﺎﺩﺕ ، ﻣﻼﻣﺘﺶ ﺑﺎ ﻣﺎ
ﻧﻤﺎﺯ ِﻋﺸﻖ ، ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮ ، ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ
ﻭ ﺳﺠﺪﻩ ﻫﺎﯼ ِ ﻣﮑﺮﺭ ﺑﻪ ﺗﺮﺑﺘﺶ ﺑﺎ ﻣﺎ
...
ﺧﻮﺵ ﺁﻥ ﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﺪﻡ ﺍﺭﺑﺎﺏ:
ﺩﻟﯽ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻨﺠﺎ ، ﺣﺎﺟﺘﺶ ﺑﺎ ﻣﺎ

توجّه فراوان به مجهولات و بزرگنمایی گزاره های متزلزل، اغلب برخاسته از کوتاهی وناتوانی از انجام وظایف مسلّم و مسؤولیتهای قطعی است. کسی که به وظایف خود پایبند نیست، برای توجیه سستی و کوتاهی خود به دنبال بهانه میگردد، و چه بهانه ای بهتر از «نمیدانم»؟
با این بهانه تا مدّتی میتوان در پیشگاه خود و جامعه سرافراز بود!
سید شهدای انقلاب اسلامی آیةاللَّه بهشتی مینویسد:
«تمایل به بیبندوبار زیستن زمینة قبول هر مطلب جدی را - هر قدر هم روشن ومستدل باشد - در ما ضعیف کرده یا از این برده است. گویی دوست داریم همواره در حال شک باقی بمانیم، مبادا گرفتار وظیفه شویم! . . . «
پس استقبال از شک و سؤال بیش از پرداختن به آگاهیها و باورها غالباً برای رهایی از قید تعهّد و فرار از سختی مسؤولیت است. کسی که بنای انجام وظیفه و ادای تکلیف دارد، از مسلّمات آغاز میکند و در میانة امواج سهمگین تردید به «گزاره های یقینی» چنگ میزند.

منبع: کتاب به کجا ؟ چگونه ؟ (اثر استاد محمد عالم زاده نوری)
این کتاب را نویسنده به صورت رایگان در اینترنت قرار داده میتونید از لینک زیر دانلود کنید
اي موسي! مخلوقي محبوبتر از بندگان مؤمن خود نيافريده ام. او را گرفتار بلا و مصيبت مي سازم چون خير او در آن است و اگر عافيت به او مي دهم باز هم خير او در آن است و شرّ را از او بازمي دارم براي اين كه خير او در آن است و من مي دانم كه صلاح او در چيست. پس مؤمن بايد بر بلاي من صبر كند و بر نعمتهاي من شاكر و به قضاي من راضي باشد. اگر به رضاي من عمل و امر مرا اطاعت كند، او را در زمرهٴ صديقين قرار مي دهم؛
«يا موسي بن عمران: ما خلقت خلقاً أحبّ إلىّ من عبدى المؤمن فإنّى إنّما أبتليه لما هو خير له واُعافيه لما هو خير له وأزوى عنه ما هو شرّ له لما هو خير له وأنا أعلم بما يصلح عليه عبدى، فليصبر علي بلائى وليشكر نعمائى وليرض بقضائى، أكتبه فى الصّديقين عندى إذا عمل برضائى وأطاع أمرى».
يكي درد و يكي درمان پسندد ٭٭٭٭ يكي وصل و يكي هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران ٭٭٭٭ پسندم آنچه را جانان پسندد
برگرفته از کتاب حماسه و عرفان،حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی،ص254

این موج جمعیت خروشی پشت سر دارد
این قطره قطره، جمع گردد،وانگهی دریاست
این راهپیمایی که ملیون ها نفر دارد
میعادگاه وارثان داغ عاشوراست
این راهپیمایی فقط یک راه رفتن نیست
آماده باش عاشقان یوسف زهراست
از این ستون تا آن ستون بوی فرج آید
من مطمئنم منجی موعود در اینجاست
گفتم از اول ...تا به آخر حرف من این است
زائر تماشا کن ...تماشا ...اربعین زیباست
اشک و تب روزی هر شب بشود خوب تر است
باده ی ناب حسین است و بدانید اگر
ساغر از باده لبالب بشود خوب تر است
سائل روضه شریف است ولی سائل اگر
سائل حضرت زینب بشود خوب تر است
گر بنا هست کسی خادم این خانه شود
عبد زینب که ملقّب بشود خوب تر است
****
عمه گیسوی مرا شانه بزن، موی سرم
قبل دیدار مرتّب بشود خوب تر است
دستم آرام بگیر و به روی سینه گذار
دست بر سینه مودّب بشود خوب تر است..
متن مرقومه رهبر معظم انقلاب که صبح امروز (دوشنبه) توسط معاون اول رئیس جمهور در محل برگزاری این همایش در سالن اجلاس سران قرائت شد، به شرح زیر است:
«بسم الله الرّحمن الرّحیم
نفس اهتمام آقایان به امر مبارزه با فساد را تحسین میکنم، لکن این سمینار و امثال آن بناست چه معجزهای بکند؟ مگر وضعیت برای شما مسئولان سه قوه روشن نیست؟
آبا توجه به شرایط مناسب و امیدبخشی که از لحاظ همدلی و هماهنگی و همفکری بین مسئولان امر وجود دارد، چرا اقدام قاطع و اساسی انجام نمیگیرد که نتیجه را همه بطور ملموس مشاهده کنند.
توقع من از آقایان محترم این است که چه با سمینار و چه بدون آن، تصمیمات قاطع و عملی بدون هرگونه ملاحظهای بگیرند و اجرا کنند. موفق باشید.»
منبع: http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=28427

در حدیث معروف ثقلین هست که : « ایها الناس انی قد ترکت فیکم ما ان اخذتم به لن تضلوا کتاب الله و عترتی اهل بیتی» ایها الناس! همانا من چیزی را بین شما بر جای می گذارم که اگر نگاه دارید و بدان عمل کنید هرگز گمراه نخواهید شد.
منتها یکی از این دو مهم تر است: احدهما اکبر من الآخر. کدام؟
ثقل اکبر آن قرآن است و دیگری اهل بیت که پیامبر این گونه توصیف می کنند: « کتاب الله حبل ممدود من السماء الی الارض» این دو، ریسمان بین زمین و آسمان هستند که قرآن ثقل اکبر است؛ گرچه این دو هرگز از هم جدا نمی شوند. اگر کسانی را دیدیم که در مساجد مکه و مدینه فقط به قرآن چسبیده اند و از اهل بیت جدا هستند، این ها به قرآن هم تمسک پیدا نکرده اند و اگر کسانی هم هستند که فقط به اهل بیت چسبیده اند و قرآن را رها کرده اند و به این معنا ولایتی هستند، این ها هم به اهل بیت تمسک پیدا نکرده اند.
جمله قابل تاملی مرحوم آیت الله بهجت دارد: هم ما شیعیان و هم اهل سنت ثقلین را کنار گذاشته ایم. ما به اهل بیت چسبیده ایم و قرآن را رها کرده ایم و اهل سنت هم قرآن راگرفته اند و اهل بیت را رها کرده اند؛ حال آن که پیامبر فرمود از هم جدا نمی شوند. پس ما مسلمان ها هیچکدام را نداریم.
بدبختی جوامع اسلامی مال همین است. به همان اندازه که قرآن بدون اهل بیت بی ارزش و وزر و وبال است، به همان اندازه هم، یا بیشتر، توجه به اهل بیت بدون توجه به قرآن خطرناک است.
متنی بالا برداشتی است از کلاس شرح نهج البلاغه استاد محسن اسماعیلی.
چهارشنبه ها در محل سابق حزب جمهوری اسلامی، سرچشمه تهران برگزار میشود
در بیان امیرالمومنین آمده است:
«وَ تَمَسَّكْ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ وَاسْتَنْصِحْهُ»
تمسک (باب استفعال) یعنی چسبیدن به چیزی برای حفظ خود.
اگر انسان به چیزی بچسبد برای حفظ آن چیز، از باب اِفعال استفاده می شود: امساک.
اینجا حضرت از باب استفعال استفاده کرده اند. یعنی تو در خطری. برای حفظ خودت قرآن را رها نکن.
این سر جاده، من و شما هستیم( اشخاصی که از ماء مهین و آب بی ارزش درست شده ایم) و آن سر جاده خداوند متعال است و ما باید از این مسیر عبور کنیم تا به آن مقصد برسیم. لذا در قرآن می فرماید که شما انسان ها هم مسیرتان به سوی خداست و هم مصیرتان.
مسیر یعنی این راهی که جلوی پای شماست به سوی خداست:
«يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلى رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقيهِ»
اما علاوه بر «مسیر»، «مصیر» هم به سوی خداست.
مصیر یعنی تحول پیدا کردن و صیرورت پیدا کردن. ما هم مسیر را می پیماییم و هم به موازات آن باید خود را متحول کنیم تا در آخر کار جلوه اسماء و صفات الهی باشیم. وقتی شراب به سرکه تبدیل می شود، می گویند صیر کرد. ما هم باید آن قدر نو به نو شویم که در آخر پرتوی از نور خدا شویم.
متنی بالا برداشتی است از کلاس شرح نهج البلاغه استاد محسن اسماعیلی.
چهارشنبه ها در محل سابق حزب جمهوری اسلامی، سرچشمه تهران برگزار میشود
اونقدر عز و جز کردم که بلاخره به من بی سرو پا هم اجازه حرکت به سمت کربلا دادن
تا نیم ساعت دیگه حرکت خواهیم کرد
برای همتون دعا خواهم کرد و از طرف همه شما نائب الزیاره خواهم بود
شما هم دعا کنید آقا من رو بپذیره و حاجتم رو روا کنه.
یا علی


پاس و ویزا و بلیط نجف و پیگیری
صاحب صبر ، بگو دست مرا میگیری
اربعین ، کرببلا ، کوله به دوش رفقا
کار روز و شب ما هم شده خود درگیری...
دانلود نماهنگ پیاده روی اربعین با صدای حامد زمانی از لینک زیر
سلام آقا
بازم این دل بی قراره
دوباره این چشما شوق بارون داره
سلام آقا
باز اومدم دست خالی
منم و این دل حالی به حالی
کنار خیمه ت میشینم تا می تونم
منو هم مثل حر می بخشی می دونم
کجا رو دارم برم
به جز این حرم
نه دیگه نمیوفته هوای عشقت از سرم
دلتنگم آقاجون
دلتنگ دلتنگم
با پای پیاده زدم به جاده کوهه پرم غم
دلتنگم آقاجون
دلتنگ دلتنگم

وبلاگی برای رشد اعتقادی و اخلاقی