
در اقتصاد متکی به منابع زیرزمینی نخبگان جذب نمیشوند. وقتی ثروت خود را از زیر زمین، هی خام فروشی کنیم، این اقتصاد مثل "بچه پولدار ملی" است که قدر پول را نمیداند. آنوقت سرنوشت کشور دست سیاستگذاران جهانی نفت است که ناگهان قیمت نفت را تنزل میدهند
آنقدر به تو فکر میکنم
...
تا فکری به حالم کنی...
حسین

منبع:https://plus.google.com/u/0/118425501884369985137
...براي راهيابي به حكمت عالم چاره اي جز سبك بار كردن درون نيست؛
بياني از امير مؤمنان (عليه السلام) است كه:
«تخفّفوا تلْحقوا»
سبك بشويد تا ملحق شده و برسيد.
آتش سوزي يا سيلي در مدائن اتفاق افتاد؛ استاندار وقت كه جناب سلمان فارسي (سلام الله عليه)بود قرآن و شمشيري كه داشت برداشت و جان خود را نجات داد. اما ديگران تا آمدند خود را جمع كنند، آسيب ديدند.
جناب سلمان فرمود: روز خطر انسان سبك بار اين گونه نجات پيدا مي كند.
کتاب حكمت عبادات،حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی، ص68


به زيارت هيچ امامي مشرف نشدم مگر آن که اولين سؤال و حاجت من از آن امام، اين بود که در حال احتضار و مرگ مرا ياري نمايد و دستم را بگيرد.
...
انسان بايد عادت به ذکري داشته باشد که در مواقع حساس مرگ و انتقال از اين عالم، بتواند طبق عادت هميشگي آن ذکر را بگويد.
كسي كه با مسايل كشور شوروي سابق ، و اين بخشي كه شيعه نشين است - آذربايجان - آشنا بود مي گفت : آن وقتي كه كمونيست ها بر منطقه آذربايجان شوروي سابق مسلط شدند همه آثار اسلامي را از آنجا محو كردند مثلاً مساجد را به انبار تبديل كردند. سالن هاي ديني و مذهبي و حسينيه ها را به چيزهايي ديگر تبديل كردند وهيچ نشانه اي از اسلام و دين و تشيّع باقي نگذاشتند. فقط يك چيز را اجازه دادند و آن قمه زدن بود.
دستور العمل رؤساي كمونيستي به زير دستان خودشان اين بود، كه مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار كنند. اما اجازه دارند قمه بزنند. چرا؟! چون خود قمه زدن براي آنها يك وسيله تبليغ بر ضدّ دين و بر ضدّ تشيّع بود. بنابراين گاهي دشمن از بعضي چيزها اين گونه عليه دين استفاده مي كند. هرجا خرافات به ميان بيايد دين خالص بدنام خواهد شد.»
مستند آرامش شام را از لینک زیر دانلود کنید
دانلود مستند آرامش شام(338 مگابایت)
مستند «آرامش شام» طی مدت ۴۰ دقیقه به بررسی حوادث اخیر سوریه و تحرکات اخیر داعش و ورود آنها به خاک عراق و تهدیدات این گروهک تروریستی مبنی بر تخریب حرم ائمه معصومین را به تصویر میکشد.
هادی نعمتی این فیلم سازنده این مستند میگوید این مستند پاسخی به شعار «نه غزه، نه لبنان» است و سعی دارد هدف بعدی تروریست ها پس از سقوط دولت سوریه یعنی تهران را از زوایای مختلف بررسی کند.
آخرين عيد غدير علامه بود، استاد روي تخت خوابيده بود و چند روزي بود كه چشمانش را باز نكرده بود، يكي از شاگردانش گوشه اتاق ايستاده بود و به ايشان نگاه ميكرد و زار زار ميگريست.
ناگهان علامه چشمانش را باز كرد و با شادي و نشاط خاصي رو به شاگردش لبخند زد.
شاگرد اشكهايش را پاك و به او سلام كرد. بعد براي اينكه بيشتر با آقا صحبت كرده باشد، پرسيد:
«حضرت آقا! شرط حضور قلب در نماز چيست؟»
و با خودش گفت: «چهقدر خوب ميشود اگر آقا به اين سوال من براي يادگاري جواب بدهد، حيف كه ايشان...»
ناگهان علامه لبهاي لرزانش را حركت داد و آهسته گفت: «توجه و مراقبه، توجه و مراقبه، توجه و مراقبه،...»
باورش نميشد، انگار دنيا را به او داده بودند،
يك بار ديگر گفت: « آقا! از اشعار حافظ چيزي در نظر نداريد؟»
علامه سرش را تكان داد و زيرلب خواند: « صلاح كار كجا و من خراب كجا... بقيهاش را بخوان! / ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا...»
و علامه آرامتر از قبل گفت: «تا به كجا!»
...
****

صلاح کار کجا و منِ خراب کجا؟ ببین تفاوت ره از کُجاست تا به کجا!
دلم ز صومعه بگرفت و خِرقهی سالوس کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا؟
چه نسبت است به رندی، صَلاح و تقوا را سماع وعظ کجا، نغمهی رُباب کجا؟
ز روی دوست، دلِ دشمنان چه دریابد چراغِ مرده کجا، شمعِ آفتاب کجا؟
چو کُحلِ بینشِ ما خاکِ آستانِ شماست کجا رویم بفرما از این جناب، کجا؟
مبین به سیبِ زنخدان، که چاه در راه است کجا همیروی ای دل، بدین شتاب کجا؟!
بِشُد، که یاد خوشش باد، روزگارِ وصال خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا؟
قرار و خواب، ز حافظ طمع مدار ای دوست قرار چیست؟ صبوری کدام و خواب کجا؟
منظور از رد مظالم اموالی از دیگران در دست انسان است( به ظلم یا از روی ندانستن)
اگر صاحبش را می شناسد باید به او برگرداند یا حلالیت بطلبد. و اگر به هیچ وجه انسان صاحبان آن ها را نمیشناسد، یا میشناسد ولی پیدا کردن صاحبان آن ها ممکن نیست، در این صورت با اجازه مرجع تقلید اموال و یا قیمت آن ها را (در صورتی که اموال از بین رفته باشد) به فقرا صدقه بدهد.
محاسبه رد مظالم
اگر شخص مقدار آن را می داند همان مقدار را در صورت نومیدی از یافتن صاحبان آن با اجازه مرجع تقلید، صدقه بدهد، اگر مقدار آن را نمی داند به هر مقداری که یقین دارد، آن را صدقه بدهد. اگر مقدار را به هیچ وجه نمی داند باید یک پنجم مالی که در آن حرام قرار دارد را به نیت ادای وظیفه اعم از خمس و صدقه با اجازه مرجع تقلید صدقه بدهد.

اگر ورثه می دانند میان اموال میت مال حرام وجود دارد، چنانچه صاحبان شان را می شناسند اموال شان را به صاحبان آن ها بازگردانند، اگر صاحبان اموال را نمی شناسند و امکان شناسایی آن ها هم وجود ندارد باید با اجازه مرجع تقلید به مقداری که یقین دارند مال دیگران است را به فقرا صدقه بدهند، اگر مقدار را هم نمی دانند یک پنجم اموال را به با اجازه مرجع تقلید به نیت قصد ادای وظیفه اعم از خمس و صدقه به فقرا صدقه بدهند.
اگر میت وصیت کرده باشد که فلان مبلغ بابت رد مظالم بدهند، لازم است آن مبلغ را با اجازه مرجع تقلید به فقرا صدقه بدهند، در این صورت حتی اگر مقدار مال مورد وصیت بیش از ثلث مال میت باشد باید به آن عمل شود.
اگر ورثه نمی دانند که در مال میت مال حرامی وجود دارد یا نه؟ و میت وصیت هم نکرده باشد ولی ورثه احتمال می دهند که در مال میت مال حرامی وجود داشته باشد، در این فرض لازم نیست چیزی بابت رد مظالم به فقرا صدقه بدهند، اما اگر به نیت رد مظالم و یا صدقه از جانب میت به فقرا اموالی را صدقه بدهند مستحب است.
«شیخ عباس المحمداوی» دبیرکل حزبالله عراق در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری تسنیم در بغداد به مقامات ریاض درباره عواقب اعدام احتمالی آیت الله نمر هشدار داد.
وی اظهار داشت: اگر سعودیها چنین اشتباهی مرتکب شوند و آیت الله نمر را اعدام کنند، هیچ سعودی و هیچ مکان وابسته به عربستان در منطقه در امان نخواهد بود.

شیخ عباس المحمداوی به بیانیه رسمی حزبالله عراق درباره اعدام آیت الله نمر اشاره کرد و گفت: قبلا به طور رسمی به مقامات سعودی هشدار دادیم و اگر چنین جنایت بزرگی مرتکب شوند، مطمئن باشند عواقب آن را خواهند دید.
وی همچنین واکنش شیعیان در قبال اقدام احتمالی عربستان را پسندیده توصیف کرد و گفت: خوشبختانه در خطبههای نماز جمعه در همه کشورهای شیعه نشین به عربستان هشدار داده شد و دیگر هیچ عذری برای مقامات ریاض موجه نخواهد بود...
https://plus.google.com/u/0/109969523182675940865
بسم الله الرحمن الرحیم
قالَ رَسولُ اللَّهِ (ص) : یا أَیهَا النّاسُ خُذوا مِنَ الأَعمالِ ما تُطیقونَ
آن مقدار از عمل که توان دارید برگیرید.
برنامة عملی که هر کس برای خود در موضوعات مختلف تدارک میبیند باید با توان فعلی او تناسب داشته باشد و توان انسان در ابتدای انجام هر کار بسیار کم است.
تکلیف و تحمیل به نفس - یا به دیگری - اگر از حد طاقت درگذرد، به عمل تبدیل نمیشود و یا استمرار نمییابد و در موارد بسیار، آسیب میرساند همانگونه که آغاز تمرینِ وزنه برداری با وزنه های سنگین به ستون فقرات، صدمه وارد میسازد و یا دستکم، رغبت و اشتیاقِ استمرار آن را از بین میبرد.
به این جهت ضروری است افزایش تعداد وزنهها متناسب با افزایش توانایی فرد و به «تدریج» باشد تا پیامد سوئی ایجاد نکند.
توصیه به تدریج دارای دو چهرهاست:
اول : چهرة سلبی که «بیش از توان خود در هر مرحله بر خود تکلیف نکنید. »
دوم : چهرة ایجابی که «هرگاه توانایی و قابلیت نفس افزایش یافت تکلیف را بیفزایید یعنی تکلیف، کمتر از توانمندی نفس هم نباشد. »
ترکیب این دو گزاره توصیه به «اعتدال» در برنامه ریزی است. گزارة سلبی ناظر به پیامدهای سوئی است که بیان شد و گزارة ایجابی به لزوم «حرکت مداوم» و پرهیز از «سکون»، «رکود»، «قناعت به وضعیت موجود» و «احساس استغنا» اشاره دارد.

سفارش بعضی از علمای اخلاق برای اقامة نماز شب چنین است:
«در ابتدا نیم ساعت قبل از اذان صبح بیدار شوید و پس از مقداری توجه و ذکر بخوابید. یک هفته بر این امر مداومت کنید پس از آن، یک هفتة دیگر این برنامه را اجرا کنید؛ بلافاصله بعد از بیدارشدن وضو بگیرید و سپس بخوابید. هفتة بعد پس از بیدار شدن و وضو یک رکعت نماز وتر را بجا آورید. مدتی بعد علاوه بر نماز وتر، دو رکعت نماز شفع را هم ضمیمه کنید. پس از چندی رکعات دیگر را هم بیفزایید و. . . «
در این گونه برنامهریزی به خوبی، اصل مداومت و تدریج رعایت شدهاست. در واقع این توصیه به ما گوشزد میکند که «نماز شب خوان شدن» ارزندهتر از «نماز شب خواندن» است و بهدست آوردن ملکه و توانمندی عمل زیباتر از انجام عمل.
البته روشن است که توان اولیة افراد و نیز مقدار زمانی که برای انتقال به مرحلة بعد لازم است در شرایط مختلف، متفاوت است. اما به هر صورت برنامه، باید درجه به درجه سنگین شود.
منبع: کتاب به کجا ؟ چگونه ؟ (اثر استاد محمد عالم زاده نوری)
این کتاب را نویسنده به صورت رایگان در اینترنت قرار داده میتونید از لینک زیر دانلود کنید

دلشان غدّه، غدّۀ چرکین
مغزشان کهنه، کهنۀ نوزاد
عینهو بعدِ کار بوسۀ سرد
مثلِ سیگارِ مرده بعدِ مواد
پای کج جز به راه کج نرو
"گر تضرّع کنی وگر فریاد
تا مورد توجه مردم قرار نگرفته ايد فكرى به حال خود نماييد.
خدا نكند انسان پيش از آنكه خود را بسازد جامعه به او روى آورد و در ميان مردم نفوذ و شخصيتى پيدا كند كه خود را مى بازد خود را گم مى كند.
قبل از آنكه عنان اختيار از كف شما ربوده شود، خود را بسازيد و اصلاح كنيد.
امام خمینی ره

این مستند بخشی از اتفاقات جنگ تحمیلی مربوط به جریان جنگ نفت کش ها را نشان میدهد.
زمانی که صدام نفت کش های ایرانی را بمب میزنند و از طرفی روسیه و آمریکا سعی در اسکورت نفت کش های عراقی دارند تا ایران جرات حمله نداشته باشند
اما در این میان چند بسیجی با امکانات محدود فرمان امام را لبیک گفته و بلایی بر سر ناوهای شوروی و آمریکا می آورند که مجبور به ترک خلیج فارس میشوند
برای تمام کسانی که میخواهند گوشه ای از قدرت استراتژیک ما را بدانند توصیه میکنم حتما ببینند
برای کسانی که به شدت از آمریکا میترسند توصیه میکنم ببینند
مستند رو در رو با شیطان (75 مگابایت)

این ریاضت اسلام است. ادامه این ریاضت ایمان را بالا میبرد و ایمان که بالا رفت انسان بصیرت پیدا میکند و حجابها برطرف میشود.
بدان راهى پر مشقّت و بس طولانى در پيش روى دارى، و در اين راه بدون كوشش بايسته، و تلاش فراوان، و اندازه گيرى زاد و توشه، و سبك كردن بار گناه، موفّق نخواهى بود،
بيش از تحمّل خود بار مسئوليّت ها بر دوش منه، كه سنگينى آن براى تو عذاب آور است.
اگر مستمندى را ديدى كه توشه ات را تا قيامت مى برد، و فردا كه به آن نياز دارى به تو باز مىگرداند، كمك او را غنيمت بشمار، و زاد و توشه را بر دوش او بگذار، و اگر قدرت مالى دارى بيشتر انفاق كن، و همراه او بفرست، زيرا ممكن است روزى در رستاخيز در جستجوى چنين فردى باشى و او را نيابى.
به هنگام بى نيازى، اگر كسى از تو وام خواهد، غنيمت بشمار، تا در روز سختى و تنگدستى به تو باز گرداند، بدان كه در پيش روى تو، گردنه هاى صعب العبورى وجود دارد، كه حال سبكباران به مراتب بهتر از سنگين باران است.
بخشی از نامه 31 نهج البلاغه(به امام حسن مجتبی)
آمد که بگیرد ز علی نقطه ضعفی بیچاره ندانست علی نقطه ندارد

احکام عقد اخوت و برادری
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از اعمال مستحب در روز عید غدیر برقرای عقد اخوت است که به این مناسبت چند نکته در این زمینه تقدیم میگردد.
این عقد، فقط میان دو مرد یا دو زن بسته میشود و هیچ زن و مردی نمیتوانند این عقد را بین خود جاری کنند و خواهر و برادر شوند. (در اسلام چیزی به نام صیغه خواهر برادری نداریم )
این عقد تعهداتی همچون ارث و محرمیت افراد وابسته به طرفین ایجاد نمیکند. بنابراین این افراد از هم ارث نمیبرند و هیچگونه رابطه محرمیت میان وابستگان آنها ایجاد نمیشود.
لازم نیست صیغه عقد اخوت حتماً به عربی خوانده شود، بلکه اگر آن را به فارسی یا زبان دیگری هم جاری کنند صحیح است؛ اما باید الفاظی را بکار برند که معنی این عقد را برساند.(رجوع به مفاتیح)
با توجه به نکات گفته شده مضمون این عقد رعایت برخی امور معنوی نسبت به یکدیگر در دنیا و پس از مرگ است. مثلاً برادران متعهد میشوند که در دنیا همدیگر را از دعا فراموش نکنند و در آخرت هم اگر از اهل نجات و شفاعت باشند، همدیگر را شفاعت کنند.

✅شیوه برقراری: دو برادر یا دو خواهر دست راست خود را به هم میدهند و یکی از آنان صیغه عقد اُخُوَت را میخواند و دیگری مفاد آن را قبول میکند.
متن عربی عقد: ابتدا یکی از آنها این متن را با توجه به معنای آن میخواند: «وَاَخَیْتُکَ فِی اللَّهِ وَ صَافَیْتُکَ فِی اللَّهِ وَ صَافَحْتُکَ فِی اللَّهِ وَ عَاهَدْتُ اللَّهَ وَ مَلَائِکَتَهُ وَ کُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أَنْبِیَاءَهُ وَ الْأَئِمَّةَ الْمَعْصُومِینَ (ع) عَلَى أَنِّی إِنْ کُنْتُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ الشَّفَاعَةِ وَ أُذِنَ لِی بِأَنْ أَدْخُلَ الْجَنَّةَ لَا أَدْخُلُهَا إِلَّا وَ أَنْتَ مَعِی»
سپس طرف دیگر در جواب او میگوید: «قَبِلْتُ»
باز هم نفر اول میگوید : «أَسْقَطْتُ عَنْکَ جَمِیعَ حُقُوقِ الْأُخُوَّةِ مَا خَلَا الشَّفَاعَةَ وَ الدُّعَاءَ وَ الزِّیَارَة»
ترجمه: نفر اول میگوید: «به خاطر خدا با تو برادری و صفا (یکرنگی) میورزم به خاطر خدا دستم را در دستت قرار میدهم؛ و در پیشگاه خدا و فرشتگان و کتابها و فرستادگان او عهد میکنم که اگر از اهل بهشت و شفاعت باشم و اجازه ورود در بهشت را یابم، بدون تو وارد بهشت نشوم».
سپس نفر دوم میگوید: «قبول کردم».
باز برادر اول میگوید «تمام حقوق برادری به جز حق شفاعت و دعا و دید و بازدید را از تو ساقط کردم».
بدین ترتیب این دو نفر با هم برادر ایمانی یا خواهر ایمانی میشوند و باید در دعاها و زیارتها همدیگر را فراموش نکنند
قرعه در دایره عشق به نامم افتاد
یک کبوتر گذرش بر سر بامم افتاد
طرح انگور نجف باز به جامم افتاد
گره عشق ، مجدد به کلامم افتاد
که ز عشق تو شب و روز و سحر می گویم
(( ها علی بشر کیف بشر می گویم ))
تا تو هستی نظر اسپند نمی خواهد که ...
چایی روضه تو قند نمی خواهد که ...
دل شیدا شده ام بند نمی خواهد ...
پیر می خانه تو پند نمی خواهد که ...
آرزو مانده به دل تا که مسافر باشم
می رسد عاقبت آن روز که زائر باشم

می کشد نام تو بر دار جنون عاقل را
به ضریحت گره بستم دل ناقابل را
تر کن از روی کرم خشکی این ساحل را
گوشه چشم تو دارنده کند سائل را
گوشه چشم تو و این دل ما بسم الله
هر که دارد هوس صحن تو را بسم الله..
آنکه در شهر خودش آینه دق می شد
مات ایوان طلا بین دقایق می شد
بعد هر ثانیه او بیشتر عاشق می شد
سختی باورش اینجاست ، که لایق می شد ؟
آنکه بر پای براتش شده باشد امضا:
این ضمانت شده است از علی بن موسی
به خدایی تو سوگند که مولا بشری
شمع تابنده عشقی و سراسر گوهری
بده در راه خدایی خدا بال و پری
تا که در عشق تو جانانه بسوزم سحری
افتخاریست که دلداده حیدر باشم
من غلام علی و نوکر مادر باشم
مهرشاد واحدي
منبع: مشق هیئت
🔷آیت الله سیستانی : اگر منظورش عموم باشد بهتان است و اگر منظورش بعض باشد از جهت اهانت به مردم آن شهر و یا افراد آن صنف حرام است.
🔷آیت الله مکارم شیرازی : در مواردی که باعث ایذاء یا هتک آن اقوام شود حرام است.
🔷آیت الله فاضل : اگر لطیفه ها، اهانت به کل یک قوم معین حساب میشود مثلا بگوید قوم ترک یا قوم لر، گفتن لطیفه و شنیدن آن حرام است، اما اگر نسبت به بعضی از افراد یک قوم به صورت نا شناخته گفته میشود مثلا گفته شود یک نفر از قوم ترک چنین بود و اهانت به کل آن قوم نباشد، اشکال ندارد
كه كفّاره شصت سال گناه است و در روایتی دیگر آمده كه برابر است با روزه تمام عمر و معادل است با صد حجّ و صد عمره.
2- انجام غسل .
3- زیارت حضرت علی (علیه السلام) و سزاوار است كه انسان هر كجا باشد سعى كند خود را به قبر مطهر آن حضرت برساند. براى امام در این روز، سه زیارت مخصوصه نقل شده كه یكى از آنها زیارت معروفه به "اَمینُ الله" است كه از نزدیك و دور خوانده مىشود و آن از زیارات جامعه مطلقه است.
4- اقامه دو ركعت نماز به مانند نماز صبح. و پس از نماز به سجده رود و صد مرتبه شكر خدا كند سپس سر از سجده بردارد و دعای زیر خوانده شود:
بقیه در ادامه مطلب
سید حمیدرضا برقعی

این مستند توسط خبرنگارانی ساخته شده که به اسم طرفدار وارد مناطق تحت نفوذ داعش شده اند و فیلم گرفته و مصاحبه کرده اند
دانلود مستند ملاقات با داعش(حجم 53 مگابایت)

بسم الله الرحمن الرحیم
پیشوای متقین علی (ع) فرموده اند:
قَلیلٌ تَدومُ عَلَیهِ أَرجی مِن کثیرٍ مَملولٍ مِنهُ
کار کمی که بر آن مداومت ورزی از کار بسیاری که از آن دلزده و ملول شوی بهتر و امیدوارکننده تر است.
پس از درک این نکته که تأثیر عمل به نحو تدریجی و در طول زمان ظاهر میشود و به دست آوردن ملکه محصول تکرار عمل است، ارزش «مداومت» و «استمرار بر عمل» به خوبی آشکار میشود. مطابق سخن امیرالمؤمنین (ع) :
- چند دقیقه نرمش که روزانه به صورت مداوم انجام گیرد ارزشمندتر از چند ساعت ورزش سنگین است که تنها به مقطع زمانی خاصی منحصر شود.

- تلاوت یک حزب قرآن در هر روز اگر استمرار داشته باشد امیدوارکنندهتر و پربهرهتر از تلاوت چند جزء قرآن در یک روز است که موجب دلزدگی شود و ادامه نیابد.
- دو رکعت نماز پیش از اذان صبح اگر مداوم و مستمر باشد بسیار مؤثرتر از چند ساعت عبادت شبانه است که فردا تکرار نگردد.
- اندکی مطالعه اگر به صورت برنامه هر روز اجرا گردد مفیدتر از چند ساعت مطالعة دفعی است که آیندهای نداشته و ترک شود و. . .
قالَ الباقِرُ (ع) : أَحَبُّ الأَعمالِ إِلی اللَّهِ تَعالی ما دامَ عَلَیهِ العَبدُ وَ إِن قَلَّ.
محبوبترین عمل در پیشگاه ایزد متعال، عملی است که بر آن مداومت شود گرچه اندک باشد.
رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
منبع: کتاب به کجا ؟ چگونه ؟ (اثر استاد محمد عالم زاده نوری)
این کتاب را نویسنده به صورت رایگان در اینترنت قرار داده میتونید از لینک زیر دانلود کنید
تصميم بگيريد بر برداشتن كارهاى سنگين، تا برداريد. «و لا يخشون احدا الّا اللَّه».
خب، زحمتهايش چه؟ رنجهايش چه؟ محروميتهايش چه؟
جوابش اين است كه: «و كفى باللَّه حسيبا»؛ خدا را فراموش نكن، خدا حسابت را دارد.
در ميزان الهى، رنج تو، محروميت تو، كفّ نفس تو، حرصى كه خوردى، زحمتى كه كشيدى، كارى كه كردى، خون دلى كه خوردى، دندانى كه روى جگر گذاشتى، اينها هيچ وقت فراموش نميشود.

آیت الله جوادی آملی در قسمتی از تفسیر سوره مریم سلام الله علیها به مناسبت جریان تمثل فرشته برای آن حضرت در مورد تمثل و مکاشفه :
1) همه ما از تمثل سهمی داریم برای اینکه همه ما کم وبیش خوابهایی داریم، حالا گاهی راست گاهی مخلوط، گاهی اضغاث احلام، خواب همان صورت مثالی است.
2) چرا ما آنها را در خواب میبینیم؟ برای اینکه این حواس پنجگانه که روزنه روابط ما با خارج است تعطیل است، وقتی چشم جایی را نمیبیند، گوش چیزی را نمیشنود،اعضا و جوارح با خارج تماس ندارند، ما آرام هستیم، وقتی آرام شدیم درون ما شروع به فعالیت میکند، که ما خواب می بینیم،.
3) اگر کسی این هنر را داشت که در حالت بیداری هم خودش را کنترل کند، که
اولا: چشم و گوش او هرزگی نکنند، معصیت نکنند،
ثانیا: مباحات را هم نبیند،
ثالثا: ما رأیت الا جمیلا کارشان باشد،
یک همچین آدمی که در بیداری کار خواب را انجام میدهد،یعنی این حواس پنجگانه ادراکی و تحریکی مزاحم او نیست این در بیداری میبیند آنچه را که دیگران باید در خواب ببینند.این را میگویند حالت منامیه،نوم نیست، وضو در این حالت باطل نمیشود.
...
وجود مبارک مریم سلام الله علیها [وقتی فرشته بر ایشان نازل شد] خواب ندید، این حالت در بیداری بود

بسم الله الرحمن الرحیم
از عارف بزرگوار مرحوم آقا سید هاشم حداد- قدس سره- که از شاگردان سلوکی حضرت جمال العارفین مرحوم آیة الله سید علی قاضی- قدس الله نفسه- بوده، نقل شده است که می فرموده:
«انسان اگر بخواهد واصل شود، شروع آن از خانه و زن و بچه است.»
ای عزیز! سهم رفق و مدارا در زندگی سعادتمندانه ات به اندازه ای است که سید مخلصین ( صلی الله علیه و آله ) فرمود: مدارا با مردم، نیمی از ایمان و رفق با آنان، نیمی از زندگی است.
ای عزیز! یکی از اموری که سرمایه ها و اندوخته های سلوکی و معنوی ات را خاکستر کرده و به باد می دهد و تو را در دره سقوط قرار داده و به وادی هلاکت می کشاند، شعله خشم و غضبی است که نشأت گرفته از رضایت محبوب حقیقی ات - جل جلاله - نباشد.
برگرفته از کتابکتاب «سلوک با همسر» به قلم «ص.ج»
خاطره شاگر آقای صفایی از ایشان:
یک روز به آن گرامى گفتم: من وقتى از بعضى افراد گستاخ در کوچه و خیابان، حرفى مى شنوم، پاسخ مى دهم. شما چطور؟
استاد فرمود: من پاسخ نمى دهم; چون آدم ها انگیزه هاى گوناگون دارند; یا نمى دانند یا از نفرت هایى انباشته اند یا بدبین اند. من یا مى گذرم «مرّوا کراما» یا با آن ها حرف مى زنم. و تعریف کرد:
روزى در خیابان هاشمى تهران مى رفتم. جوان موتور سوارى به همراه سوارى بر ترک، اشاره اى کردند که فهمیدم مى خواهند زیر عمامه ام بزنند.
براى همین به پیاده رو رفتم. وقتى به کنارم رسیدند، از کارشان مأیوس شدند. توقف کوتاهى کردند و یکى از آن دو حرفى گفت که مفهوم آن تغّوط به عمامه ام بود.
دستى به عمامه ام کشیده و گفتم: خبرى نشد؟! ناگهان ایستادند و موتور را روى جک گذاشته و به طرفم آمدند. سرها را پایین گرفته و با شرم گفتند: آقا! عفو کنید. کلام مظلومانه و از سر خیرخواهى چنین اثر مى گذارد.
با آن دو صحبت هایى شد...
بعد نگاهش را به من دوخت و با تأنّى فرمود: یکى از آن ها به حوزه آمده و طلبه شد و یکى به جبهه رفت و میان بر زد.
منبع:http://baahoor.blog/ir/1392/06/22/
غائط: مدفوع
دانلود جلسه چهاردهم تنها مسیر ( کیفیت بالا)
http://bayanbox/ir/id/4717381714882557666?download
دانلود جلسه چهاردهم تنها مسیر ( کیفیت متوسط )
http://bayanbox/ir/id/3014315236601833012?download
به دلیل محدودیت های بلاگفا قادر به قرار دادن لینک مستقیم نیستیم
لطفا در وارد کردن آدرس دانلود، تنها به جای / میان bayanbox و ir نقطه بگذارید
خلاصه متن سخنرانی رو در ادامه مطلب بخونید
یه کلیپ گوش کردم که حسابی زد توی پرم و حالم رو گرفت
گذاشتم تا گوش کنید و حالتون گرفته بشه، تنها نباشم
گوش کنید و حال گرفته شوید
/http://bayanbox/ir/id/5045410654325045835?download
به دلیل محدودیت های بلاگفا قادر به قرار دادن لینک مستقیم نیستیم
لطفا در وارد کردن آدرس دانلود، تنها به جای / میان bayanbox و ir نقطه بگذارید
دانلود جلسه سیزدهم تنها مسیر ( کیفیت بالا)
http://bayanbox/ir/id/8185026952340842785?download
دانلود جلسه سیزدهم تنها مسیر ( کیفیت متوسط )
http://bayanbox/ir/id/7109469798040101418?download
به دلیل محدودیت های بلاگفا قادر به قرار دادن لینک مستقیم نیستیم
لطفا در وارد کردن آدرس دانلود، تنها به جای / میان bayanbox و ir نقطه بگذارید
خلاصه متن سخنرانی رو در ادامه مطلب بخونید
اشک پسر شهید احمدی روشن هنگام دیدن مستند پدرش

گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و می خواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست.
برای همین کار وزیرش را مامور میکند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و درصورتی که آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد.
وزیر هم عازم سفر می شود و پس از یکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به این نتیجه رسید که با توجه به حرفها و صحبتهای مردم باید پاسخ همین مدفوع آدمیزاد اشرف باشد.
عازم دیار خود می شود در نزدیکی های شهر چوپانی را می بیند و به خود می گوید بگذار ازاو هم سؤال کنم شاید جواب تازه ای داشت بعد از صحبت با چوپان، او به وزیر می گوید من جواب را می دانم اما یک شرط دارد و وزیر نشنیده شرط را می پذیرد
چوپان هم می گوید تو باید مدفوع خودت را بخوری وزیر آنچنان عصبانی می شود که می خواهد چوپان را بکشد ولی چوپان به او می گوید تو می توانی من را بکشی اما مطمئن باش پاسخی که پیدا کرده ای غلط است تو این کار را بکن اگر جواب قانع کننده ای نشنیدی من را بکش.
خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و تخت هم که شده قبول می کند و آن کار را انجام می دهد سپس چوپان به او می گوید:
" کثیف ترین و نجس ترین چیزها طمع است که تو به خاطرش حاضر شدی آنچه را فکر می کردی نجس ترین است بخوری" !!!!
بسم الله الرحمن الرحیم
امام حسین علیه السلام در فرازی از دعای عرفه به خدا عرض میكند '' یا مَنِ اسْتَنْقَذَ السَّحَرَةَ مِنْ بَعْدِ طُولِ الْجُحُودِ، '' كه این خیلی مهم است و البته همه دعا مهم است و این فراز خیلی مهم است
ای خدایی كه نجات دادی ساحران فرعون را بعد از انكار طولانی بعد از كفر طولانی...
یك وقتی میبینید یك آدم مومنی است یك گناهی كرده خطایی كرده و استغفار كرد خدا او را نجات میدهد یك وقت هم نه یك عمر در دربار فرعون از این افراد پذیرایی می كند كه فقط شما باشید كه یك وقت ممكن است وجودتان لازم بشود .
در برابر پیامبر عظیمالشان الهی حضرت موسی (عليه السلام) خواستند از اینها استفاده كنند ولی وقتی كه حضرت موسی عصای خود را انداخت و اینها چون ساحر بودند و خود اهل فن بودند دیدند كه این كار از قماش كار اینها نیست و یك مقوله دیگری است و این است كه اولین كسانی كه ایمان آوردند آنها بودند كه در قرآن میفرماید فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سُجَّداً (طه - 70) كه اینها به سجده افتادند و گفتند: قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسى (طه - 70) و خلاصه اینها شدند مومنین نمره یك به حدی كه فرعون آمد گفت: من دست و پای شما را قطع میكنم و به دار میآویزم؛ ولی باز هم گفتند: هیچ ایرادی ندارد هیچ مهم نیست وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ ( زخرف - 14)ما به سوی پروردگارمان میرویم.
من نقل به معنا میكنم غرض اینست كه اینطور یك عده كافر به این درجه از ایمان برسند كه حتی اینها را تهدید كنند به بریدن دست و پا و اینها باز هم بگویند كه برایشان مهم نیست.
یكی از سنن پروردگار اینست كه هر كس از پروردگار خالصانه هدایت و بندگی بخواهد به او مرحمت میكند.
منبع: برگرفته ازhttp://a-fateminiya.blogfa.com/post/42
پاهای بسته بال پرواز نمی سازد، که بال ها را هم می شکند
بی شک مطالعات وسیع ما ، غذای خوبی است ،
اما ما به مسائل دیگری نیاز داشته ایم که از آنها سطحی گذشته ایم و در نتیجه؛
با این که خیلی پر زده ایم، اوجی نگرفته ایم...
روش برداشت از قرآن-ص118
استاد صفایی حائری

منبع:http://baahoor.blog/ir/1392/07/20
عیدت مبارک
حرفهای عرفانی که به ما نیومده ولی
امیدوارم که در این عید قربان بتونید گوسفند درونتون رو قربانی کنید

«إِلَهِی حَقِّقْنِی بِحَقَائِقِ أَهْلِ الْقُرْبِ وَ اسْلُکْ بِی مَسْلَکَ أَهْلِ الْجَذْبِ»
سالکان کوی الهی را چهار گروه معرفی می کنند:
1 ـ سالکان مطلق که همواره با استدلال علمی و سلوک عملی، آرام آرام طی طریق می کنند. این گروه تا آخر عمر در راهند.
2 ـ شیفتگان ناب که از آغاز تا پایان با جذبه الهی می نگرند و پیش می روند، نه با استدلال علمی و نه با سلوک عملی.
3 ـ سالکان مجذوب که ابتدا با استدلال علمی و سلوک عملی پیش می روند، ولی در پایان راه لطف خدا آن ها را در بر می گیرد و بقیه راه را با جذبه و کشش راه می پیمایند.
4 ـ مجذوبان سالک که در آغاز جذبه ای حرکتشان می دهد ولی در میانه راه به حال عادی بر می گردند و باقیمانده راه را با استدلال علمی و سلوک عملی می پیمایند.
امام حسین علیه السلام در این جمله از خداوند می خواهد که سلوک شیفتگان ناب را نصیب او گرداند تا عشق برای او ملکه شود و در پرتو آن تمام کارهایش فقط با جاذبه الهی انجام گیرد. آنان بندگان مقرّب الهی و فرشتگان و انسان های کاملند.
برگرفته از شرح آیت الله جوادی آملی بر دعای عرفه
ای امیر عرفه دست من و دامانت
جان به قربان تو و گردش آن چشمانت
ای امیر عرفه حال مناجات بده
بر گدای حرمت، وقت ملاقات بده
ای امیر عرفه دیده پر آب بده
دل بی تاب مرا با نگهی تاب بده
ای امیر عرفه بر سر راهت، گردم
گر بیایی به خدا دور سرت می گردم
ای امیر عرفه روح مناجات تویی
مشعر و سعی و صفا، مروه و میقات تویی
ای امیر عرفه بر رخ من خنده بزن
جان زهرا بده روز عرفه پاسخ من
ای امیر عرفه حاجی زهرا برگرد
جان زهرا دگر از خیمه صحرا برگرد
ای امیر عرفه ناز مکن چهره نما
از پس پنجره فولاد رضا
ای امیر عرفه ذکر مدام است بیا
کار این عاشق دلخسته تمام است بیا
ای امیر عرفه جان گل یاس بیا
قدمی رنجه نما روضه عباس بیا
ای امیر عرفه در عرفاتی امروز
یا که در علقمه شاه فراتی امروز؟
ای امیر عرفه شرح بده خود بر من
سر عباس چه شد از ضرب عمود آهن
دریافت صوت زیارت نامه امام باقر علیه السلام
«الَسَّـلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْباقِرُ بِعِلْمِ اللّهِ، الَسَّـلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْفاحِصُ عَنْ دِينِ اللّهِ،
«سلام بر تو اى شكافنده علم الهى، سلام بر تو اى تحقيق كننده دين الهى،
الَسَّـلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُبَيِّنُ لِحُكمِ اللّهِ، الَسَّـلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا القائِمُ بِقِسْطِ اللّهِ،
سلام بر تو اى تبيين كننده حكم خدا، سلام بر تو اى قائم به قسط و عدل الهى،
الَسَّـلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النّاصِحُ لِعِبادِ اللّهِ، الَسَّـلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الدّاعِي إلَى اللّهِ،
سلام بر تو اى پند دهنده بندگان خدا، سلام بر تو اى فراخوان مردم بسوى خدا،
الَسَّـلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الدَّلِيلُ عَلَى اللّهِ، الَسَّـلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الحَبْلُ الَمَتِينُ،
سلام بر تو اى راهنماى به سوى خدا، سلام بر تو اى ريسمان (واسطه) استوار،
الَسَّـلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْفَضْلُ المُبِينُ، الَسَّـلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النُّورُ السّاطِعُ،
سلام بر تو اى فضيلت آشكارا، سلام بر تو اى نور درخشان ،
الَسَّـلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْبَدْرُ الْــلاّمِعُ، الَسَّـلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الحَقُّ الاَبَلَجُ،
سلام بر تو اى ماه تابان، سلام بر تو اى حق روشن،
الَسَّـلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا السِّراجُ الاَسْرَجُ، الَسَّـلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّجْمُ الاَزْهَرُ،
سلام بر تو اى چراغ فروزان، سلام بر تو اى ستاره تابناك،
الَسَّـلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الكَوْكَبُ الاَبْهَرُ، الَسَّـلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا المُنَزَّهُ عَنِ المُعْضَلاتِ،
سلام بر تو اى اختر نورافشان، سلام بر تو اى منزّه از درماندگى،
الَسَّـلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا المَعْصُومُ مِنَ الزَّلاّتِ، الَسَّـلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الزَّكِيُّ فِي الْحَسَبِ،
سلام بر تو اى مصون از لغزش ها، سلام بر تو اى پاكيزه حَسَب،
الَسَّـلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الرَّفِيعُ فِي النَّسَبِ، الَسَّـلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا القَصْرُ الَمَشِيدُ،
سلام بر تو اى اى والا نَسَب، سلام بر تو اى كاخ فرازمند،
الَسَّـلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ أَجْمَعِينَ، أَشْهَدُ يا مَوْلاي أَنَّكَ قَدْ صَدَعْتَ
سلام بر تو اى حجت الهى بر همه خلق، گواهى مى دهم اى مولايم كه تو حق را به خوبى
بِالْحَقِّ صَدْعاً، وبَقَرْتَ العِلْمَ بَقْراً، ونَثَرْتَهُ نَثْراً، لَمْ تَاْخُذْكَ فِي اللّهِ لَوْمَةُ لائِم،
آشكار ساختى و علم را به حقيقت شكافتى و آن را منتشر ساختى و در راه خدا از سرزنش سرزنشگران نهراسيدى
وَكُنْتَ لِدِينِ اللّهِ مُكاتِماً، وَقَضيْتَ ماكانَ عَلَيْكَ، وَأَخْرَجْتَ أَوْلِياءَكَ مِنْ وَلايَةِ غَيْرِ اللّهِ
و اسرار دين الهى را پنهان داشتى و وظيفه ات را به انجام رساندى، و دوستانت را از ولايت غير خدا
اِلى وِلايةِ اللّهِ، وَأَمَرْتَ بِطاعَةِ اللّهِ، وَنَهَيْتَ عَنْ مَعْصِيَةِ اللّهِ، حَتّى قَبَضَكَ اللّهُ
به ولايت خدا سوق دادى، و به اطاعت الهى دستور و از معصيتش نهى نمودى تا آنگاه كه خداوند ترا
إِلى رِضْوانِهِ، وَذَهَبَ بِكَ إِلى دارِ كَرامَتِهِ، وَإِلى مَسَاكِنِ أَصْفِيائِهِ، وَمُـجاوَرَةِ أَوْلِيائِهِ،
به سوى روضه رضوان و سراى كرامت و جايگاه برگزيدگان و جوار اوليائش برد،
الَسَّـلامُ عَلَيْكَ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ».
سلام و رحمت و بركات الهى برتو.»
عــاقبت آه کشیــدم نفس آخـر را
نفس سوخته از خاطره ای پرپر را
روضه خوانی مرا گرم نمودی امشب
روضه ی آن همه گل، آن همه نیلوفر را
آخرین حلقه ی شب های محرّم هستم
شکر ای زهر ندیدم سحـری دیگر را

بسم الله الرحمن الرحیم
گاهی برخی افراد از روی ناآگاهی و یا از روی عناد و گاهی هم برخی به خاطر این که خود را روشنفکر نشان دهند انتقاداتی درباره حج رفتن میکنند و میگویند آیا بهتر نیست هزینه حج صرف رسیدگی به فقرا شود؟ وبرخی حتی زحمت به خود داده و در این باره شعر سروده اند.
بنده چند نکته میخواهم خدمت این برادران و خواهران تذکر دهم
اولا: چرا شما در این غمخواری فقرا فوری میروید سراغ حج چرا به کسی ایراد نمیگیرید چرا ماشین چند صد میلیونی سوار میشود و سفر به آنتالیا و دبی و تایلند و اروپاو ... میکند. آن مسافرتها عیب ندارد و تنها حج است که اشکال دارد؟ فقط پولهایی که هزینه حج میشوند قابلیت دادن به فقرا را دارند؟
چرا به هزینه تجملات خانه ها و مبلمان و تعویض پرده ها و لباس های رنگارنگ فروان ایراد نمیگیرید ولی حج ایراد دارد؟
ثانیا: به نظر شما با وجود ثروتمندان مولتی میلیاردر در کشور چرا به فقرا آنچنان که باید کمک نمیشود؟ به نظر شما از نداشتن پول به اندازه کافی برای کمک به فقرا است یا از بیخیال بودن و عدم معنویت؟ به نظر بنده دلیل آن دومی است نه اولی و در این صورت اتفاقا سفر حج برای برخی افراد ممکن است باعث شود از لحاظ معنوی تکانی بخورند و پس از حج کمکی به فقیری هم بکنند.
ثالثا: چرا بدون این که مصالح و فواید سفر حج را بدانیم بیخودی و فقط با توجه به هزینه آن حج رفتن را تخطئه میکنیم د رحالی که حج یک سفر عبادی و سیاسی است .
سفر شیعیان به حج تاثیرات زیادی بر فضای مکه و مدینه و تقویت شیعیان و پاسخ به شبهات و شایعات وهابی ها دارد.
آیا میشود عرصه بزرگترین کنگره مسلمانان(حج) را خالی کرد به خاطر برخی هزینه ها؟ آیا شما میدانید که حج چه تاثیر و اهمیتی در معنویت و فردی و اجتماعی دارد؟
حج را اگر خدا واجب کرده قطعا باید بدانیم منافع و مصالحی دارد که برای جامعه و فرد ضروری است و اگر چنین ضرورتی وجود نداشت خدا آن را واجب نمیکرد.

رابعا : حج نمایش قدرت مسلمانان جهان در برابر دشمنان مشترک است و تاثیر زیادی بر وحدت مسلمانان دارد.
خامسا: در تمام این حرفها تاکید بنده رو ی حج واجب بود وکسی که حج بر او واجب شده است و با این که کسی عمره مستحب نرود و هزینه اش را صرف کمک به فقرا کند مخالفتی ندارم اما گاه شرایط فرد به گونه ای است که عمره مفرده برای او ضرورت پیدا میکند . عمره مفرده هم برکات معنوی زیادی برای فرد جامعه دارد. در بسیاری موارد اگر شخصی عمره نرود هزینه اش را به فقرا نخواهد داد بلکه ممکن است آن را صرف تعویض ماشین و خریدن پرده های لوکس و مبلهای سلطنتی و ... نماید
در آخر کلامم را با جملاتی از آیت الله جوادی آملی حفظه الله درباره حج پایان میدهم
"اسلام داراي مباني و اركاني است. يكي از اين اركانْ حج است. چنانكه امام باقر(عليه السلام) فرمود: اسلام بر پنج پايه بنيان نهاده شده است: نماز، زكات، روزه، حج و ولايت. بنابراين، آن كس كه عمدًا حج نگزارد، ركني از اركان دين الهي خويش را نابود كرده و در نتيجه اسلام كامل را از بين برده است.
مردمي كه از دور و نزديك به خانه خدا مشرف مي شوند به دو كار موظف اند: يكي اينكه، با بدنْ دور «كعبه گِل» و آن سنگها بگردند. ديگر اينكه، با جانْ دور «كعبه دِل» و حرم ولاي اهل بيت نبوت(عليهم السلام) طواف كنند . امام باقر(عليه السلام) فرمود: حضور در پيشگاه امام معصوم(عليه السلام) و عرضه ولايت و اعلام وفاداري و فداكاري به وي، متمّم حج است؛«تَمامُ الحَجِّ لِقاءُ الإمامِ»(برگرفته از کتاب جرعه ای از صهبای حج،حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی)
علی حسنوند
الان که دارم مینویسم حالم خرابه از دیدن این عکس و جریانش. احتمالا حال شما هم خراب میشه اینکه بخونید یا نه با خودتون.
عکسی که میبینید را عکاسی به نام علی فریدونی گرفته . ظاهرا اجازه انتشار این عکس رو تا سال 89 به ایشون ندادن به خاطر خاص بودن این عکس و عملیات مربوط به اون.
ایشون اینطور خاطره رو بیان کرده:
در مرحله سوم عمليات پس از تجديد قوا، نيروها به «ميدان مين» برخورد كردند كه دستور عبور از آن داده شد؛ عبور از ميدان مين از دو محور بود كه يك سمت سپاه و بسيج بودند و سمت ديگر دست ارتش بود.
150 نفر از بچههاي سپاه و بسيج بعد از شنيدن دستور عبور از ميدان مين داوطلب شدند تا بر روي مين ها «غلت» بزنند. با اين كار معبري باز مي شد براي عبور ديگران از آنجا (من در سنگر فرماندهي بودم كه فرماندهان اصلي آنجا بودند، از قبل پنهان شده بودم تا آنها مرا نبينند، اما صدايشان را ميشنيدم).
از بيسيمها صداي "الله اكبر " گفتن رزمندهها ميآمد و بعد صداي انفجار مين شنيده ميشد. در آن سوله يك طرفه فرماندهان سپاه و يك طرف فرماندهان ارتش بودند.
بچههاي سپاه ميدان مين را رد كردند. زمان گذشت و هوا روشن شد. عراقي ها متوجه شدند و بچههاي سپاه بسيجي را قيچي كردند، عده زيادي قتل عام شدند و عدهاي ديگر راه برگشت را گم كردند.
هنگام برگشت از جادههاي "رملي "، بچه ها آنقدر خسته شده بودند كه اسلحه و لباس خود را زمين رها كرده بودند.
فضا واقعا وحشتناك و دلخراش بود. اولين آمبولانس كه آمد من با خواهش به همراه بچههاي تخريب رفتم جلو. وسط ميدان مين جنازههاي زيادي بود. يكي از عكسهايي را كه از آن صحنه گرفتم از بس دلخراش بود سال گذشته با نام "صحراي كربلا " اجازه انتشار گرفت.
رزمندهها با حالتهاي زيبايي به شهادت رسيده بودند. يكي از آنها با مشت گره شده شهيد شده بود و اين نشان از تعصب او داشت، دستش خشك شده بود و مجبور شدند استخوانش را بشكنند بعد او را دفن كنند.
يكي ديگر از شهدا به حالت سجده افتاده بود.
يكي از شهدا "آرپيجي " اش را به حالتي بغل كرده بود كه انگار معشوقاش را در آغوش گرفته است. ديدن اين صحنه برايم بسيار سخت و تلخ بود. من در طول عمرم دو بار صحراي كربلا را درك كردم كه يك دفعه در اين روز بود.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/162722
دانلود جلسه دوازدهم تنها مسیر ( کیفیت بالا 18 مگابایت)
http://bayanbox/ir/id/9144169575837604644?download
دانلود جلسه دوازدهم تنها مسیر ( کیفیت متوسط 7مگابایت)
http://bayanbox/ir/id/7437144145168324567?download
به دلیل محدودیت های بلاگفا قادر به قرار دادن لینک مستقیم نیستیم
لطفا در وارد کردن آدرس دانلود، تنها به جای / میان bayanbox و ir نقطه بگذارید
خلاصه متن سخنرانی رو در ادامه مطلب بخونید
■حافظ شیرازی:
اگر آن ترک شیرازی ، بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم ، سمرقند و بخارا را
■صائب تبریزی:
اگر آن ترک شیرازی ، بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم ، سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ، ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد ، سمرقند و بخارا را
■شهریار:
اگر آن ترک شیرازی ، بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم ، تمام روح اجزا را
هر آنکس چیز می بخشد ، بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد، سر و دست وتن وپا را
سر و دست و تن و پا را ، به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی ، که برده جمله دلها را
■خانم دریایی:
اگر آن ترک شیرازی ، بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش ، بدست آورده دنیا را
نه جان و روح می بخشم ، نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟ چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ، ندارد ارزشی اصلا
که با جراحی صورت ، عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی ، نه صائب دست و پاها را
فقط می خواستند اینها ، بگیرند وقت ماها را
■آقای کامران سعادتمند:
اگر آن ترک شیرازی ، بدست آرد دل ما را
نه او را دست و پا بخشم ، نه شهری چون بخارا را
همان دل بردنش کافی ، که من را بی دلم کرده
نمی خواهم چو طوطی من ، بگویم این غزلها را
غزل از حافظ و صائب ، و یا دریایی بی ذوق
و یا آن شهریار ترک ، که بخشد روح اجزا را
میان دلبر و دلدار ، نباشد حرفِ بخشیدن
اگر دلداده می باشید ، مگویید این سخن ها را
■حجت الاسلام پاشاپور(عارف تهرانی):
اگر آن ترک شیرازی ، بدست آرد دل ما را
شعار و حرف پُر کرده ، تمام ادعاها را
یکی بخشیده چون حافظ ، سمرقند و بخارا را
یکی چون صائبِ تبریز ، سر و دست و تن و پا را
از این سو شهریار داده ، تمام روح اجزا را
از آن سو بانو دریایی ، گرفته حال ماها را
سعادتمند شاعر نیز ، فقط گفت و نداد هرگز
نه ملک و نه بخارایی ، نه روح و نه تن و پا را
ولی من می شناسم کس ،که او نه گفت و نه دم زد
بدون حرف عمل کرده ، تمام ادعاها را
کسی که خانمانش را ، رها از بهر جانان کرد
بدون منتی بخشید ، سر و دست و تن و پا را
و او آهسته و آرام ، برای عشق محبوبش
فدا کرده به گمنامی ، تمام روح و اجزا را
اگر خواهی بدانی کیست ، وجودت از سجود اوست
تمامی خودش را داد ، به ما بخشیده دنیا را
نه گفتش ترک شیرازی ، نه گفتش خال هندویش
و او نامش شهید است او ، عملکرد ادعاها را ...

اصلا قرار نبود الان بیام سروقت وبلاگ . آخر شبی خواستم قبل از خواب یه آیه قران بخونم . آیه ای که خوندم با یه سوال شروع شده بود. بعد از خوندن این سوال نمیدونستم بخندم یا گریه کنم.
از روی بی عاری خندیدم.
جمله رو برای شما هم مینویسم . امیدوارم شما هم بخندید اما نه از روی بی عاری بلکه از خوشحالی این که شما مشمول خطاب آیه نمیشید.
وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ... ﴿حدید۱۰﴾
و شما را چه شده كه در راه خدا انفاق نمىكنيد و [حال آنكه] ميراث آسمانها و زمين به خدا تعلق دارد ...
راستی به نظر شما چرا؟

وبلاگی برای رشد اعتقادی و اخلاقی